محمد الريشهري

73

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

دو چشمش را مىبوسد و سپس مىگويد : خدا مرا فدايت كند ! دوباره از ما بيعت بگير . و ايشان هم دوباره بيعت مىگيرد » . امام باقر عليه السلام فرمود : « گويى سيصد و ده و اندى مرد را مىبينم كه از بلندى [ پشت كوفه ] بالا مىروند و دل‌هايشان گويى پاره‌اى آهن است . جبرئيل ، سمت راست و ميكائيل ، سمت چپش است و هراس [ در دل دشمن ] به فاصلهء يك ماه راه ، جلو و پشت او حركت مىكند و خداوند با پنج هزار فرشتهء نشان‌دار او را يارى مىدهد تا آن كه بر بلندى كوفه ( نجف ) در مىآيد و به يارانش مىفرمايد : امشبتان را به عبادت بپردازيد . آنها هم شب را تا به صبح به ركوع و سجود و تضرّع به درگاه الهى مىپردازند . تا اين كه صبح مىشود . [ قائم عليه السلام ] مىفرمايد : ما را از راه نُخَيله « 1 » ببريد و گرداگرد كوفه خندق و سنگربندى كامل است » . « 2 » پرسيدم : خندق و سنگربندى كامل ؟ فرمود : « آرى ، به خدا سوگند . تا اين كه به مسجد ابراهيم در نخيله مىرسد و دو ركعت نماز در آن جا مىخواند و هر كس در كوفه است ، از مرجئه و ديگران از لشكر سفيانى ، به سوى او مىآيند . امام به يارانش مىفرمايد : براى فريب دشمن ، عقب‌نشينى تاكتيكى كنيد و سپس مىفرمايد : باز گرديد و حمله كنيد » . امام باقر عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند ، حتّى يك نفر از آنان هم از خندق نمىگذرد تا خبرى بياورد . او سپس وارد كوفه مىشود و هيچ مؤمنى نمىماند ، جز آن كه به كوفه وارد مىشود يا مشتاق كوفه مىگردد و اين ، همان سخن امير مؤمنان على عليه السلام است [ كه قبلًا به آن خبر داده بود ] . آن گاه قائم به يارانش مىفرمايد : به سوى اين طغيانگر برويد . و او را به كتاب خدا و سنّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرا مىخواند و سفيانى دست بيعت و تسليم به او مىدهد ؛ ولى قبيلهء كلب - كه دايىهاى او هستند - ، به او اعتراض مىكنند كه : چه كردى ؟ به خدا سوگند ، ما هرگز بر اين امر با تو بيعت نمىكنيم . سفيانى مىگويد : چه

--> ( 1 ) . نخيله ، جايى نزديك كوفه و در راه آن به شام ، كه پيش‌تر اردوگاه نظامى بوده است . ( 2 ) . در متن اصلى ، « جند مجند » به معناى سپاهيانِ يك شكل آمده است ؛ امّا به دليل نسخه‌هاى ديگر و بقيّهء متن و نيز شگفتى راوى ، نسخهء « خندق مخندق » كه در بحار الأنوار آمده ، ترجيح داده و ترجمه شد .